تاریخ : جمعه 6 آذر 1394 | 02:08 ق.ظ | نویسنده : جودی .
آقای مجهول من سلام امشب شب جمعه است و چقدر جایت در این اتاق تاریکو رمانتیک جودی ات خالیست !چشمانم کمی  میسوزد سرم هم اندکی درد خفیف دارد  دلم اما ...دلم بدجور آشوب است از نبودنت در عین بودنت!
و چقد دلم بی تابی دستانت را میکند برا آرامش و گدایی لبهایت را برا بوسه ای کوتاه اما رگباری بر روی موج های سیاه سرم!بابالنگ دراز عزیزم شاید چن قدم آن طرف تر باشیو شاید هم فرسخ ها دورتر چه کسی میداند غیر از او!؟
.
.
.
دوستدار تو جودی



برچسب ها: بوسه، موج سیاه، دستانت، اتاق رمانتیک، بی تابی،

تاریخ : چهارشنبه 27 آبان 1394 | 11:49 ب.ظ | نویسنده : جودی .
بابالنگ دراز عزیزم سلام
هوا کمی سرد تر شده و دل من هم کمی تنگ تر برای تو !
امروز روز پر از تضاد های نه چندان زیبا بود برایم
امشب تصمیم داشتم شام خوشمزه ای بپزم تا هم مادر عزیزم را خوشحال کنم و هم تمرینی باشد تا شاید 
روزگاری بتوانم این شام خوشمزه را برای توی عزیم بپزم اما برنامه انطور که دل جودی میخواست پیش نرفت!
غروب که از خواب بیدار شدم بعد از کلی کش و قوس دادن به بدن لاغر و ضعیفم بالاخره از متکا و پتوی عزیزم
 خدافظی کردم و وضو گرفتم و تصمیم گرفتم طبق معمول چهارشنبه ها به مسجد بروم و بعد از کمی خرید و 
قدم زدن در خیابان به خانه برگردم 
خیابان شلوغ بود و باران هم کم و بیش نم نم اسفالت کج و کوله ی خیابانمان را خیس کرده بود
کمی که ریه هایم هوای تازه ذخیره کرد و مسیر خانه را در  پیش گرفتم
خلاصه که جانم برات بگوید بعد از ساعت ها تلاش و ایستادن پای گاز و کثیف کردن اشپزخانه اخر نشد بپزم انچه 
را که شب قبلش در ذهنم تصور کرده بودم!
بگذریم!
امشب دلم عجیب بی تابی تو را میکرد دلم اغوش مهربانت را میخواست که ارام نوازشم کنی و بعد هم بخاطر
 خراب شدن شام ارامم کنی!
بابالنگ دراز عزیزم نمیدانم در این شب پاییزی ابری در کجای این کره ی خاکی خدایی و حالت چگونه است 
شاید تو هم امشب مثل من دلت تنگ جودی ات باشد چه کسی می داند...
.
.
.
دوستدار تو جودی



برچسب ها: شب ابری، شام، بی تابی، اغوش مهربانت،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات